ترجمه "rights" به فارسی
حقوق, حق, حقوق بهترین ترجمه های "rights" به فارسی هستند.
Plural form of right. [..]
-
حقوق
nounTasks that a user is permitted to perform on a computer system or domain.
Today, the president of Iran signed the international human rights agreement.
امروز، رئيس جمهور ایران تقافق نامه حقوق بشهر بین المللی را امضاء کرد.
-
حق
nounfundamental legal, social, or ethical principles of freedom or entitlement according to some legal system, social convention, or ethical theory
The customer's always right, even when they're not.
مشتری همیشه حق دارد، حتّی زمانیکه حق ندارد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rights " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
حقوق
nounToday, the president of Iran signed the international human rights agreement.
امروز، رئيس جمهور ایران تقافق نامه حقوق بشهر بین المللی را امضاء کرد.
عباراتی شبیه به "rights" با ترجمه به فارسی
-
قانون حق داشتن کار
-
حقوق مصرف کنندگان
-
رجوع شود به SDRs
-
اعلامیه جهانی حقوق بشر
-
جنبش حقوق مدنی
-
حق کشور محارب به تفتیش کشتی های بی طرف (و توقیف کشتی در صورت حمل کالا برای دشمن)
-
راست و چپ
-
(انگلیس) حق مولف نسبت به کتبی که از کتابخانه قرض می شود