ترجمه "ringing" به فارسی
حلقهبرداری, ارتعاش, طنین، پژواک بهترین ترجمه های "ringing" به فارسی هستند.
ringing
adjective
noun
verb
دستور زبان
Loud and clear. [..]
-
حلقهبرداری
-
ارتعاش
nounAges of memory ring out in that music.
قرنها خاطرات در این موسیقی به ارتعاش میآید.
-
طنین، پژواک
-
ترجمه های کمتر
- پرصدایی
- پوستبرداری کمربندی
- پوستكني حلقوي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ringing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ringing
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Ringing" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ringing در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "ringing" با ترجمه به فارسی
-
انبوه قارچ ها (حلقه ای از قارچ ها در مرغزار که سابقا می گفتند پریان آنجا پایکوبی می کنند)
-
(حلقه ای که در آن کلید می آویزند) حلقه ی دسته کلید · جاکلیدی
-
ارباب حلقهها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن