ترجمه "ringleader" به فارسی
سردمدار, سرجنبان, (تداعی منفی) سردسته بهترین ترجمه های "ringleader" به فارسی هستند.
ringleader
noun
دستور زبان
a leader of a group of people, especially an unofficial group [..]
-
سردمدار
-
سرجنبان
-
(تداعی منفی) سردسته
-
رییس باند (دزدان و غیره)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ringleader " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ringleader
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Ringleader" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ringleader در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن