ترجمه "ringlet" به فارسی

مرغول, طره, حلقه بهترین ترجمه های "ringlet" به فارسی هستند.

ringlet noun دستور زبان

A small ring. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرغول

    lock, tress

  • طره

    noun

    might have sat for a fashion plate just as she was, with her wooden smile and flaxen ringlets, and the lap dog on her knee.

    او در همان حال، با آن لبخند تصنعی و طره های زرین و سگ دامانی کوچکش میتوانست به جای یک مدل لباس قرار گیرد.

  • حلقه

    noun

    Who on earth wants to make their nose hair grow into ringlets?

    مگه توی این دنیا کسی وجود داره که بخواد موهای دماغشو به شکل حلقه آویز ون دربیاره؟

  • ترجمه های کمتر

    • گیسو
    • گیس
    • جعد
    • طوقچه
    • غلحه
    • پرهونچه
    • پیچک
    • چنبرچه
    • کلاله
    • طومار
    • فر
    • تاب گیسو
    • دایره یا حلقه ی کوچک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ringlet " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "ringlet"

عباراتی شبیه به "ringlet" با ترجمه به فارسی

  • حلقه دار · مانندحلقه یا طره زلف · گلاله دار
اضافه کردن

ترجمه های "ringlet" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه