ترجمه "ripely" به فارسی
بطوررسیده یاپخته یاجاافتاده, بطورقابل یاماده بهترین ترجمه های "ripely" به فارسی هستند.
ripely
adverb
دستور زبان
In a ripe way. [..]
-
بطوررسیده یاپخته یاجاافتاده
-
بطورقابل یاماده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ripely " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ripely" با ترجمه به فارسی
-
بلوغ · جاافتادگی · رسش · رسیدگی · مادگی
-
(سن) پیشرفته · (مانند میوه ی رسیده) شاداب · (میوه و غله و غیره) رسیده · آماده · آماده ی مصرف · با کمال · بالغ · بالیده · جا افتاده · خوابانده · سالخورده · سرخ و سفید · عاقل · عمل آمده · فهمیده · مساعد · مستعد · پخته · پرتجربه
-
(سن) پیشرفته · (مانند میوه ی رسیده) شاداب · (میوه و غله و غیره) رسیده · آماده · آماده ی مصرف · با کمال · بالغ · بالیده · جا افتاده · خوابانده · سالخورده · سرخ و سفید · عاقل · عمل آمده · فهمیده · مساعد · مستعد · پخته · پرتجربه
-
(سن) پیشرفته · (مانند میوه ی رسیده) شاداب · (میوه و غله و غیره) رسیده · آماده · آماده ی مصرف · با کمال · بالغ · بالیده · جا افتاده · خوابانده · سالخورده · سرخ و سفید · عاقل · عمل آمده · فهمیده · مساعد · مستعد · پخته · پرتجربه
-
(سن) پیشرفته · (مانند میوه ی رسیده) شاداب · (میوه و غله و غیره) رسیده · آماده · آماده ی مصرف · با کمال · بالغ · بالیده · جا افتاده · خوابانده · سالخورده · سرخ و سفید · عاقل · عمل آمده · فهمیده · مساعد · مستعد · پخته · پرتجربه
-
(سن) پیشرفته · (مانند میوه ی رسیده) شاداب · (میوه و غله و غیره) رسیده · آماده · آماده ی مصرف · با کمال · بالغ · بالیده · جا افتاده · خوابانده · سالخورده · سرخ و سفید · عاقل · عمل آمده · فهمیده · مساعد · مستعد · پخته · پرتجربه
-
(سن) پیشرفته · (مانند میوه ی رسیده) شاداب · (میوه و غله و غیره) رسیده · آماده · آماده ی مصرف · با کمال · بالغ · بالیده · جا افتاده · خوابانده · سالخورده · سرخ و سفید · عاقل · عمل آمده · فهمیده · مساعد · مستعد · پخته · پرتجربه
-
(سن) پیشرفته · (مانند میوه ی رسیده) شاداب · (میوه و غله و غیره) رسیده · آماده · آماده ی مصرف · با کمال · بالغ · بالیده · جا افتاده · خوابانده · سالخورده · سرخ و سفید · عاقل · عمل آمده · فهمیده · مساعد · مستعد · پخته · پرتجربه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن