ترجمه "ripen" به فارسی
آماده شدن, بالیده شدن, به عمل آمدن بهترین ترجمه های "ripen" به فارسی هستند.
ripen
verb
دستور زبان
(transitive) To cause to mature; to make ripe; as, the warm days ripened the corn. [..]
-
آماده شدن
-
بالیده شدن
-
به عمل آمدن
-
ترجمه های کمتر
- به عمل آوردن
- رسیده شدن
- رسیده کردن
- کامل شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ripen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ripen
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Ripen" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ripen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "ripen" با ترجمه به فارسی
-
تركيبات ريشهدواني · تنظيمكنندههاي رشد گياه · زيستتنظيمگرها · عوامل رسش · مواد رشد گیاه · هورمونهاي رشد گياه · هورمونهاي گياهي · گياههورمونها
-
رسیدگی · رسیدگی (گیاه) · رسیدگی فراوردهها
-
رسيدگی پسبرداشت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن