ترجمه "ritualize" به فارسی

آداب و رسوم را بجا آوردن, آداب پرستی کردن, تبدیل به رسوم و تشریفات کردن بهترین ترجمه های "ritualize" به فارسی هستند.

ritualize verb دستور زبان

(US) To make into a ritual. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آداب و رسوم را بجا آوردن

  • آداب پرستی کردن

  • تبدیل به رسوم و تشریفات کردن

  • ترجمه های کمتر

    • پرستش واره گرایی کردن
    • پرستواره کردن
    • پرستواره گرایی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ritualize " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ritualize" با ترجمه به فارسی

  • انجام شعائر دینی · تشریفاتی کردن
  • (کاری که از روی عادت و با اصرار انجام شود) پرستش واره · آیین · آیینی · برگزاری یا پیروی از مراسم مذهبی · تشریفات · تشریفات مذهبی · تشریفاتی · رسمی · رسومی · مراسم (کلیسایی و غیره) · مراسم عبادت · وابسته به رسوم و تشریفات · پرست وار · پرستش وار · پرستواره · کتاب مراسم مذهبی
  • آداب پرستی · رعایت یا شناخت رسوم و تشریفات (به ویژه مذهبی) · پرستشواره گرایی · پرستواره گرایی
  • از روی داب ومراسم · بر حسب یین وشعائر
اضافه کردن

ترجمه های "ritualize" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه