ترجمه "rivalry" به فارسی

رقابت, همچشمی, ناورد بهترین ترجمه های "rivalry" به فارسی هستند.

rivalry noun دستور زبان

The relationship between two or more rivals who regularly compete with each other. The term usually applies to two rivals. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رقابت

    noun

    The rest of the family immediately descended into sibling rivalry.

    باقی اعضای خانواده سریعا به رقابت برادر و خواهری روی آوردند.

  • همچشمی

    noun
  • ناورد

  • ترجمه های کمتر

    • هماوردی
    • برتری خواهی
    • هم چشمی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rivalry " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rivalry
+ اضافه کردن

"Rivalry" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rivalry در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "rivalry" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rivalry" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه