ترجمه "roam" به فارسی

پرسه زدن, پرسه, گشت بهترین ترجمه های "roam" به فارسی هستند.

roam verb دستور زبان

(intransitive) To wander or travel freely and with no specific destination. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرسه زدن

    verb

    Because it's not love to be static like the desert, nor is it love to roam the world like the wind.

    ـ چون عشق، نه ساکن ماندن است مثل صحرا، نه پرسه زدن در جهان است مثل باد.

  • پرسه

    And is roaming the wilds waiting his chance of revenge!

    و الانم داره تو جنگل پرسه میزنه و منتظره تا انتقامشو بگیره!

  • گشت

    I mean, we was roaming around out there all night.

    کلِ شب رو اون بيرون داشتيم گشت مي زديم.

  • ترجمه های کمتر

    • گشتن
    • پلکیدن
    • ولگردی
    • (بی هدف) گشتن
    • اظهار کردن
    • اواره شدن
    • متعجب شدن
    • ول گشتن
    • پرسه زنی
    • گشت زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " roam " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Roam
+ اضافه کردن

"Roam" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Roam در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "roam" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "roam" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه