ترجمه "roaming" به فارسی

فرامکانی ترجمه "roaming" به فارسی است.

roaming noun verb دستور زبان

Present participle of roam. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرامکانی

    The process of maintaining connectivity outside of one's usual service or coverage area.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " roaming " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "roaming" با ترجمه به فارسی

  • (بی هدف) گشتن · اظهار کردن · اواره شدن · متعجب شدن · ول گشتن · ولگردی · پرسه · پرسه زدن · پرسه زنی · پلکیدن · گشت · گشت زدن · گشتن
  • پرسه زدن
اضافه کردن

ترجمه های "roaming" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه