ترجمه "roof" به فارسی

بام, سقف, پوشش بهترین ترجمه های "roof" به فارسی هستند.

roof verb noun دستور زبان

the cover at top of a building [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بام

    noun

    the cover at the top of a building [..]

    He was on the roof with his electric guitar.

    او بالا پشت بام بود با گیتار برقی اش.

  • سقف

    The roof of the house is red.

    سقف خانه قرمز است.

  • پوشش

    noun

    Every window and roof within 200 yards will be scoped and cleared.

    هر پنجره و سقفی با مساحت 200 یارد پوشش داده میشه و امن میشه.

  • ترجمه های کمتر

    • پشت بام
    • طاق
    • سر
    • منزل
    • تاق
    • کام
    • بلندی
    • آسمانه
    • بلندگاه
    • ماوا
    • (بیشتر می گویند: palate)
    • (مجازی) خانه
    • بام دار کردن
    • بخش فوقانی
    • تاق زدن
    • طاق زدن
    • والاد (به سقف بیشتر می گویند: ceiling)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " roof " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Roof proper

A Chinese constellation located near Aquarius and Pegasus, one of the 28 lunar mansions and part of the larger Black Turtle.

+ اضافه کردن

"Roof" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Roof در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "roof"

عباراتی شبیه به "roof" با ترجمه به فارسی

  • تیرهای سقف را بالا بگذارید نجاران و سیمور: پیشگفتار
  • ذائقه · سق · سقف دهان · کام
  • رجوع شود به mansard )roof( -2 gambrel roof -1
  • باغچه ی روی بام · بام آپارتمان که روی آن گیاه کاری شده باشد · بام باغ
  • بام دو شیب · بام شیروانی · شيرواني · شیروانی · شیروانی سنتوری · هر گونه بام که از دو طرف سراشیب باشد مثل 8
  • باربند
  • (بام خانه و غیره) بام هشتی · بام زینی · سقف زین اسبی · شیروانی
  • بام پا اسبی (که بخش اول آن کم شیب و بقیه ی آن پر شیب است) · شیروانی چهار ترک
اضافه کردن

ترجمه های "roof" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه