ترجمه "roofed" به فارسی
سقف دار ترجمه "roofed" به فارسی است.
roofed
adjective
verb
دستور زبان
Having a roof. [..]
-
سقف دار
Yeah, but if you don't have a roof, you can't be surprised when it starts raining on you.
آره ، ولي اگه سقف نداري نميتوني غافلگير شي وقتي که بارون شروع کنه به باريدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " roofed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Roofed
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Roofed" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Roofed در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "roofed" با ترجمه به فارسی
-
تیرهای سقف را بالا بگذارید نجاران و سیمور: پیشگفتار
-
ذائقه · سق · سقف دهان · کام
-
رجوع شود به mansard )roof( -2 gambrel roof -1
-
(بیشتر می گویند: palate) · (مجازی) خانه · آسمانه · بام · بام دار کردن · بخش فوقانی · بلندگاه · بلندی · تاق · تاق زدن · سر · سقف · طاق · طاق زدن · ماوا · منزل · والاد (به سقف بیشتر می گویند: ceiling) · پشت بام · پوشش · کام
-
باغچه ی روی بام · بام آپارتمان که روی آن گیاه کاری شده باشد · بام باغ
-
بام دو شیب · بام شیروانی · شيرواني · شیروانی · شیروانی سنتوری · هر گونه بام که از دو طرف سراشیب باشد مثل 8
-
باربند
-
(بام خانه و غیره) بام هشتی · بام زینی · سقف زین اسبی · شیروانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن