ترجمه "rooftop" به فارسی
بام, سربام, بالای بام بهترین ترجمه های "rooftop" به فارسی هستند.
rooftop
adjective
noun
دستور زبان
The top surface of a roof [..]
-
بام
nounhousetop
Right between the eyes, at movement, from a rooftop.
از پشت بام و اونم در حال حرکت. درست وسط چشمهاش.
-
سربام
-
بالای بام
-
پشت بام
Right between the eyes, at movement, from a rooftop.
از پشت بام و اونم در حال حرکت. درست وسط چشمهاش.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rooftop " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Rooftop
proper
Synonym of [i]Roof[/i], a Chinese constellation. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Rooftop" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rooftop در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "rooftop"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن