ترجمه "roofs" به فارسی
بامها, پشت بام بهترین ترجمه های "roofs" به فارسی هستند.
roofs
verb
noun
Plural form of roof. [..]
-
بامها
He was on the roof with his electric guitar.
او بالا پشت بام بود با گیتار برقی اش.
-
پشت بام
He was on the roof with his electric guitar.
او بالا پشت بام بود با گیتار برقی اش.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " roofs " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "roofs" با ترجمه به فارسی
-
تیرهای سقف را بالا بگذارید نجاران و سیمور: پیشگفتار
-
ذائقه · سق · سقف دهان · کام
-
رجوع شود به mansard )roof( -2 gambrel roof -1
-
(بیشتر می گویند: palate) · (مجازی) خانه · آسمانه · بام · بام دار کردن · بخش فوقانی · بلندگاه · بلندی · تاق · تاق زدن · سر · سقف · طاق · طاق زدن · ماوا · منزل · والاد (به سقف بیشتر می گویند: ceiling) · پشت بام · پوشش · کام
-
باغچه ی روی بام · بام آپارتمان که روی آن گیاه کاری شده باشد · بام باغ
-
بام دو شیب · بام شیروانی · شيرواني · شیروانی · شیروانی سنتوری · هر گونه بام که از دو طرف سراشیب باشد مثل 8
-
باربند
-
(بام خانه و غیره) بام هشتی · بام زینی · سقف زین اسبی · شیروانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن