ترجمه "rotating" به فارسی
دوار, چرخشی بهترین ترجمه های "rotating" به فارسی هستند.
rotating
adjective
verb
دستور زبان
that proceeds in sequence or in turns [..]
-
دوار
So the next picture shows you the three-dimensional version of this rotating around.
نگاره بعدي ويرايش سه بعدي اين چرخش دوار را نمايش ميدهد.
-
چرخشی
Then, using vector analysis, you use rotational symmetry, and you get this next set.
سپس، به کمک تحلیل برداری و با استفاده از تقارن چرخشی می تونید مجموعه بعدی رو بدست بیارید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rotating " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Rotating
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Rotating" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rotating در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "rotating" با ترجمه به فارسی
-
تناوب مشاغل
-
تقارن چرخشی
-
ماتریس دوران
-
دوره چرخش
-
سیاهچاله کر
-
آبیاری چرخشی · آبیاری گردان
-
کشت نوبتی · کشت پستایی (مثلا کشت گندم و سال دیگر یونجه)
-
(به ویژه عضله) چرخشگر · (شخص یا چیز) چرخنده · چرخان · گردنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن