ترجمه "Rotation" به فارسی
چرخش, چرخش, دوران بهترین ترجمه های "Rotation" به فارسی هستند.
-
چرخش
nounRotation of arable crops with two or more years of sown pasture
چرخش محصولات زراعی با چراگاه دو یا چند سال کشت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Rotation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
the act of turning around a centre or an axis [..]
-
چرخش
nounA multi-touch gesture that consists of two fingers moving around a center point or one finger moving around a finger that is not moving.
Give me a second to calculate rotation speed.
يه ثانيه بهم يده تا سرعت چرخش رو حساب کنم.
-
دوران
nouncircular movement of an object around a center (or point) of rotation . A three-dimensional object always rotates around an imaginary line called a rotation axis
The world's first gravity defying, rotating mall.
اولين مرکز گرانش و دوران دنيا
-
گردش
nounThis rotation causes the morning dawn, often stunningly beautiful.
این گردش سبب به وجود آمدن طلوع آفتاب و زیبایی خیرهکنندهٔ آن میشود.
-
ترجمه های کمتر
- تناوب
- نوبت
- چرخه
- دور
- چرخشی
- پستایش
- گاهواری
- انقلاب
- حرکت وضعی
- دوران کامل
- رجوع شود به revolution
- رجوع شود به rotation of crops
- گردش (به دور خود)
تصاویر با "Rotation"
عباراتی شبیه به "Rotation" با ترجمه به فارسی
-
تناوب مشاغل
-
تقارن چرخشی
-
ماتریس دوران
-
دوره چرخش
-
سیاهچاله کر
-
آبیاری چرخشی · آبیاری گردان
-
کشت نوبتی · کشت پستایی (مثلا کشت گندم و سال دیگر یونجه)
-
(به ویژه عضله) چرخشگر · (شخص یا چیز) چرخنده · چرخان · گردنده