ترجمه "roundabout" به فارسی
فلکه, فرفره, گرش بهترین ترجمه های "roundabout" به فارسی هستند.
roundabout
adjective
noun
دستور زبان
(chiefly UK, New Zealand and Australian) A road junction at which traffic streams circularly around a central island [..]
-
فلکه
road junction at which traffic streams circularly around a central island [..]
-
فرفره
noun -
گرش
noun
-
ترجمه های کمتر
- گریزآمیز
- گردونه
- میدان
- فراگیر
- (انگلیس) رجوع شود به traffic circle
- (سابقا) کت تنگ و کوتاه (مردانه و پسرانه)
- در مسیر قوس دار
- دور گیر
- رجوع شود به merry-go-round
- غیر مستقیم
- محاصره کننده
- پرپیچ و خم
- چرخ فلک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " roundabout " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "roundabout"
عباراتی شبیه به "roundabout" با ترجمه به فارسی
-
انحراف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن