ترجمه "rounded" به فارسی

(آوا شناسی) ادا شونده با لب های گرد کرده (labialized هم می گویند), (معمولا در ترکیب) فرهیخته, مدور (شده) بهترین ترجمه های "rounded" به فارسی هستند.

rounded adjective verb دستور زبان

Made into a circle or sphere. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (آوا شناسی) ادا شونده با لب های گرد کرده (labialized هم می گویند)

  • (معمولا در ترکیب) فرهیخته

  • مدور (شده)

  • ترجمه های کمتر

    • پخته
    • پیشرفته
    • گرد (شده)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rounded " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "rounded" با ترجمه به فارسی

  • (در اصل) میز گرد شاه آرتور (که برای احتراز از صدرنشینی به صورت دایره بود) · بحث میزگرد · شاه آرتور و دلیران او R( -3 کوچک)گردهمایی میزگرد (برای مذاکره و غیره) · کنفرانس میزگرد · گرد خوان
  • به هوش آمدن · تکرار شدن · سر زدن
  • گاوماهی_گرد_خزری
  • (در پارک های کودکان و غیره) چرخ و فلک · (کار یا تفریح و غیره) دوران پر فعالیت · فرفره · چرخ فلک · گردونه · گرش
اضافه کردن

ترجمه های "rounded" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه