ترجمه "roundhouse" به فارسی
(بیس بال) پرتاب قوسی, (تالار گرد با صفحه ی گردان در وسط آن که روی آن لوکوموتیوها را تعمیر می کنند) بازسازگاه لوکوموتیو, (مشت زنی) ضربه ی جانانه بهترین ترجمه های "roundhouse" به فارسی هستند.
roundhouse
verb
noun
دستور زبان
(rail transport) A circular building in which locomotives are housed. [..]
-
(بیس بال) پرتاب قوسی
-
(تالار گرد با صفحه ی گردان در وسط آن که روی آن لوکوموتیوها را تعمیر می کنند) بازسازگاه لوکوموتیو
-
(مشت زنی) ضربه ی جانانه
-
ترجمه های کمتر
- (کشتی های بادبان دار قدیم) اتاقک عقب
- تعمیرگاه راه آهن
- ضربه ی چرخان
- کلبههای جنگلی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " roundhouse " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "roundhouse" با ترجمه به فارسی
-
لگد دورانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن