ترجمه "roundness" به فارسی
گردی, فربهی, تمامی بهترین ترجمه های "roundness" به فارسی هستند.
roundness
noun
دستور زبان
The quality of being round. [..]
-
گردی
Less lovely perhaps to those who like roundness and softness in women.
شاید هم به نظر آنها که در زنها گردی و نرمی را میپسندند کمتر از او زیبا بود.
-
فربهی
noun -
تمامی
all that had been once wrapped round with tons of added bulk in flesh, muscle, blood, and bowels.
تمامی آن وقتی چندین تن گوشت و عضله و خون و امعاء بوده است.
-
ترجمه های کمتر
- بی پردگی
- بی کسری
- رک گویی
- نداشتن خرده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " roundness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "roundness" با ترجمه به فارسی
-
(در اصل) میز گرد شاه آرتور (که برای احتراز از صدرنشینی به صورت دایره بود) · بحث میزگرد · شاه آرتور و دلیران او R( -3 کوچک)گردهمایی میزگرد (برای مذاکره و غیره) · کنفرانس میزگرد · گرد خوان
-
به هوش آمدن · تکرار شدن · سر زدن
-
گاوماهی_گرد_خزری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن