ترجمه "rounding" به فارسی
گرد کردن ترجمه "rounding" به فارسی است.
rounding
adjective
noun
verb
دستور زبان
Present participle of round. [..]
-
گرد کردن
replacing numerical value by another approximately equal
her eyes round with anxiety over the top of the quivering Flutterby Bush she was pruning.
که مشغول هرس کردن یک بوتهی آنبوه لرز آن بود با نگرآنیچشمهایش را گرد کرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rounding " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Rounding
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Rounding" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rounding در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "rounding" با ترجمه به فارسی
-
(در اصل) میز گرد شاه آرتور (که برای احتراز از صدرنشینی به صورت دایره بود) · بحث میزگرد · شاه آرتور و دلیران او R( -3 کوچک)گردهمایی میزگرد (برای مذاکره و غیره) · کنفرانس میزگرد · گرد خوان
-
به هوش آمدن · تکرار شدن · سر زدن
-
گاوماهی_گرد_خزری
-
(در پارک های کودکان و غیره) چرخ و فلک · (کار یا تفریح و غیره) دوران پر فعالیت · فرفره · چرخ فلک · گردونه · گرش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن