ترجمه "rounder" به فارسی

(جمع با فعل مفرد - انگلیس - بازی شبیه بیس بال) راوندر, (عامیانه) دایم الخمر, (مهجور) کسی که گشت می زند (مثلا پاسبان) بهترین ترجمه های "rounder" به فارسی هستند.

rounder noun adjective دستور زبان

comparative form of round: more round . [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (جمع با فعل مفرد - انگلیس - بازی شبیه بیس بال) راوندر

  • (عامیانه) دایم الخمر

  • (مهجور) کسی که گشت می زند (مثلا پاسبان)

  • ترجمه های کمتر

    • ابزار گرد کردن گوشه های تیز (در بنایی یا نجاری و غیره)
    • افسار گسیخته
    • فاسق
    • می گسار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rounder " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "rounder" با ترجمه به فارسی

  • راندرز · یکجور بازی گوی وچوگان
اضافه کردن

ترجمه های "rounder" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه