ترجمه "runabout" به فارسی
اواره, پادو, اتومبیل سبک بهترین ترجمه های "runabout" به فارسی هستند.
runabout
noun
دستور زبان
Any of several small vehicles, especially a small motor car for use on short journeys [..]
-
اواره
noun -
پادو
-
اتومبیل سبک
noun
-
ترجمه های کمتر
- بی قرار
- دایم در تلاش
- قایق موتوری سبک
- کالسکه ی سبک و روباز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " runabout " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن