ترجمه "runaway" به فارسی

فراری, فرار, ناواپاد بهترین ترجمه های "runaway" به فارسی هستند.

runaway noun adjective دستور زبان

out of control [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فراری

    noun

    His fear was big inside him, a runaway elephant.

    وحشت درونی او مثل یک فیل فراری قوی بود.

  • فرار

    noun

    I know mine was a wild runaway marriage, darling.

    ميدونم که ماله من يه عروسي وحشيانه و همراه با فرار بود ، عزيزم.

  • ناواپاد

  • ترجمه های کمتر

    • استهزا
    • خائن، فرار از جنگ
    • ناگهانی، سهل الوصول، اسان
    • گریخته
    • گریز
    • (انسان یا حیوان) فراری
    • بردن با امتیاز زیاد
    • خارج از کنترل
    • سرباز فراری
    • فرار از خانه
    • لگام گسیخته
    • مهار نشدنی
    • وابسته به فرار یا فراریان
    • پیروزی کامل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " runaway " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "runaway" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه