ترجمه "runting" به فارسی

كمرشدي, متاپلازي, اختلالات تكويني بهترین ترجمه های "runting" به فارسی هستند.

runting
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • كمرشدي

  • متاپلازي

  • اختلالات تكويني

  • اختلالات رشد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " runting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "runting" با ترجمه به فارسی

  • (گیاه یا جانور یا انسان) کم رشد · بچه · رشد نکرده · ریزه پیزه · فسقلی · ماهی میگو · کوتوله · کوچکترین توله
  • (گیاه یا جانور یا انسان) کم رشد · بچه · رشد نکرده · ریزه پیزه · فسقلی · ماهی میگو · کوتوله · کوچکترین توله
  • (گیاه یا جانور یا انسان) کم رشد · بچه · رشد نکرده · ریزه پیزه · فسقلی · ماهی میگو · کوتوله · کوچکترین توله
اضافه کردن

ترجمه های "runting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه