ترجمه "runt" به فارسی

کوتوله, بچه, فسقلی بهترین ترجمه های "runt" به فارسی هستند.

runt noun دستور زبان

The smallest animal of a litter. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کوتوله

    The runt is mine.

    اين کوتوله ها مال من

  • بچه

    noun

    So, the runt of the litter.

    خب ، بچه کوچولوي باندورانت

  • فسقلی

    Adjective
  • ترجمه های کمتر

    • (گیاه یا جانور یا انسان) کم رشد
    • رشد نکرده
    • ریزه پیزه
    • ماهی میگو
    • کوچکترین توله
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " runt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Runt
+ اضافه کردن

"Runt" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Runt در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "runt" با ترجمه به فارسی

  • اختلالات تكويني · اختلالات رشد · كمرشدي · متاپلازي
اضافه کردن

ترجمه های "runt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه