ترجمه "runoff" به فارسی
دور دوم, رواناب, هرزآب بهترین ترجمه های "runoff" به فارسی هستند.
runoff
noun
دستور زبان
That portion of precipitation or irrigation on an area which does not infiltrate or evaporate, but instead is discharged from the area. [..]
-
دور دوم
second or further round of an indecisive election
Many of the discussions were focused on a boycott of the runoff:
بسیاری از گفتگوها حول تحریم دور دوم بود:
-
رواناب
-
هرزآب
-
ترجمه های کمتر
- طغیان
- (به ویژه اگر طرفین مساوی باشند) انتخابات نهایی
- روان آب
- رواناب زيرسطحي
- مسابقه ی نهایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " runoff " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "runoff" با ترجمه به فارسی
-
رواناب · رواناب زيرسطحي
-
آبیاری رواناب
-
رواناب · رواناب سطحی
-
آب رواناب
-
عدد منحنی رواناب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن