ترجمه "runny" به فارسی

آبریز, چرکریز, جاری بهترین ترجمه های "runny" به فارسی هستند.

runny adjective دستور زبان

fluid; capable of flowing [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبریز

  • چرکریز

  • جاری

    adjective noun
  • روان

    adjective noun proper
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " runny " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "runny" با ترجمه به فارسی

  • آب ریزِشِ بینی · آبریزش بینی
  • روانی بیان · سلاست بیان · سیالیت
  • آب ریزِشِ بینی · آبریزش بینی
  • آب ریزِشِ بینی · آبریزش بینی
اضافه کردن

ترجمه های "runny" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه