ترجمه "rural" به فارسی

روستایی, روستايي, کشاورزی بهترین ترجمه های "rural" به فارسی هستند.

rural adjective دستور زبان

Pertaining to non-urban areas. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • روستایی

    The mail service in the South was uncertain and in the rural districts there was none at all.

    پست جنوب قابل اعتماد نبود و در مناطق روستایی که اصلاً هنوز خدمات پستی دایر نشده بود.

  • روستايي

    Of or related to the country.

    We have to bring civilization to the rural areas.

    ما بايد تمدن رو به مناطق روستايي بياريم

  • کشاورزی

    noun

    The aftermath of the war was not a boom, but a rural depression.

    دوران پس از جنگ به جای رونق، بحران کشاورزی ببار آورد.

  • ترجمه های کمتر

    • روستانشین
    • زراعتی
    • روستازی
    • رعیتی
    • دهقانی
    • زراعی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rural " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rural
+ اضافه کردن

"Rural" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rural در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "rural"

عباراتی شبیه به "rural" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rural" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه