ترجمه "russet" به فارسی
حنایی, خرمایی, ضخیم بهترین ترجمه های "russet" به فارسی هستند.
russet colour: [..]
-
حنایی
The road in front of us grew bleaker and wilder over huge russet and olive slopes, sprinkled with giant boulders.
جاده پیش رویمان در میان دامنههای وسیع حنایی و زیتونی که تخته سنگهای عظیم در آنها پراکنده بودند، دلگیرتر و بیآب و علفتر میشد.
-
خرمایی
adjectiveAn enormous russet werewolf, perhaps the very one who had killed her Laurent.
گرگینه ای بزرگ و خرمایی رنگ که احتمال داشت لار نت را او کشته باشد.
-
ضخیم
adjectiveA tear the size of a baseball rolled into the russet fur beneath his eye.
اشکی به اندازه توپ بیسبال روی موهای ضخیم زیر چشمش غلطید.
-
ترجمه های کمتر
- ساده
- (سابقا برای جامه ی روستاییان به کار می رفت) پارچه ی زبر پشمی (معمولا به رنگ قهوه ای)
- (قدیمی) دهاتی
- سیب زمستانی (که پوست زبر و لک دار دارد)
- قهوه ای مایل به زرد یا قرمز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " russet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Russet" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Russet در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "russet"
عباراتی شبیه به "russet" با ترجمه به فارسی
-
گنجشک حنایی
-
نوکبیلچهای بالخرمایی
-
روستایی · زبر · سیب قرمز زمستانی · ضخیم
-
گنجشک حنایی
-
روستایی · زبر · سیب قرمز زمستانی · ضخیم