ترجمه "safe" به فارسی

گاوصندوق, امن, سالم بهترین ترجمه های "safe" به فارسی هستند.

safe adjective noun دستور زبان

Not in danger; free from harm's reach. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گاوصندوق

    noun

    box in which valuables can be locked for safekeeping [..]

    We didn't think he could access the safe on the truck, but he did.

    فکر نمیکردیم بتونه به گاوصندوق دسترسی پیدا کنه ، اما این کارو کرد.

  • امن

    If you were governor, you could decide what's safe.

    اگر شما فرماندار بشید ، خودتون تصمیم میگیرید چه چیزی امن هست.

  • سالم

    adjective

    Fact two, Rosalie'd said they had a plan to deliver the creature safely.

    حقیقت دو، رز الی گفته بود که اونها برنامهای دارن تا بچه رو سالم به دنیا بیارن.

  • ترجمه های کمتر

    • صندوق
    • کاندوم
    • امان
    • مطمئن
    • ایمن
    • مصون
    • محتاط
    • محافظ
    • محتاطانه
    • یخدان
    • کاپوت
    • ابریشمی
    • احتیاطآمیز
    • لاستیک
    • رهیده
    • (خودمانی) کاپوت
    • از خطر جسته
    • امن و امان
    • بی خطر
    • بی مخاطره
    • صحیح و سالم
    • فارغ از خطر
    • قابل اطمینان
    • قابل اعتماد
    • ناقادر به ایجاد دردسر یا خطر
    • پناه (دهنده)
    • گاو صندوق
    • یخچال ویژه 0
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " safe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Safe
+ اضافه کردن

"Safe" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Safe در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

SAFE
+ اضافه کردن

"SAFE" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای SAFE در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "safe"

عباراتی شبیه به "safe" با ترجمه به فارسی

  • نجات دادن
  • (در مورد سلاح های اتمی یا نیروگاه های اتمی و غیره) خراب آسود · خراب ایمن · محافظدار
  • فهرست فرستندگان ایمن
  • بااطمینان · بدون ترس از اشتباه · بدون خطر · بسلامت · بطورایمن · حتما
  • (خانه یا آپارتمانی که سازمان جاسوسی به عنوان پناهگاه ماموران خود استفاده می کند) ایمنگاه · ایمن خانه · خانه امن · خانه ی امن
  • صحیح و سالم
  • گاو صندوق
  • آمیزش جنسی امن
اضافه کردن

ترجمه های "safe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه