ترجمه "safekeeping" به فارسی

امانت, حفاظت, قیمومیت بهترین ترجمه های "safekeeping" به فارسی هستند.

safekeeping noun دستور زبان

the responsibility of a guardian [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • امانت

    I buried the jewels, your mother's and all the rest, on the grounds for safekeeping.

    مادرت و همه چيزهاي باقيمانده در زمين براي امانت

  • حفاظت

    noun

    He asked me to fetch it for safekeeping.

    ازم خواسته که اون رو براي حفاظت بگيرم.

  • قیمومیت

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • پاسداشت
    • امانت داری
    • ایمن داشت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " safekeeping " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "safekeeping" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه