ترجمه "safety" به فارسی
امنیت, ایمنی, کاندوم بهترین ترجمه های "safety" به فارسی هستند.
safety
verb
noun
دستور زبان
The condition or feeling of being safe; security; certainty. [..]
-
امنیت
nouncondition or feeling of being safe
In all matters, safety first!
در هر صورت امنیت اولویت دارد.
-
ایمنی
nouncondition or feeling of being safe [..]
The watch is fitted with some kind of safety device.
این ساعت با نوعی از دستگاه ایمنی نصب شده.
-
کاندوم
noun
-
ترجمه های کمتر
- تامین
- پناهگاه
- محافظ
- پایندان
- کاپوت
- ابریشمی
- لاستیک
- پاسداشت
- (تفنگ و دینامیت و نارنجک و غیره) ضامن (safety lock و safety catch هم می گویند)
- (خودمانی) کاپوت
- امن و امان
- ایمن داشت
- بی خطر(ی)
- صحت و سلامت
- صحیح و سالم بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " safety " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Safety
The Windows Live webpage that displays security and safety-related activities.
-
امنیت- ایمنی
عباراتی شبیه به "safety" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به safety zone
-
ذخیره اطمینان موجودی
-
برون ریز · دریچه اطمینان · دریچه ی اطمینان · سوپاپ خودگشا · شیر ایمنی · مفر
-
(نسبت استحکام هر چیز به حداکثر فشاری که برآن وارد خواهد آمد) سازه ی ایمنی · ضریب اطمینان
-
کمربند ایمنی
-
(به ویژه زیان مالی) پایندان · (تور محکمی که در زیر طناب بندبازی در سیرک ها قرار دارد و در صورت افتادن آنها را حفظ می کند) تور ایمنی · بلاگردان · تضمین
-
سنجاق قفلی · ضامن
-
کبریت بی خطر · کبریت بی خطرر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن