ترجمه "safeness" به فارسی
بیخطری, محفوظیت, سلامت بهترین ترجمه های "safeness" به فارسی هستند.
safeness
noun
دستور زبان
The property of being safe. [..]
-
بیخطری
-
محفوظیت
-
سلامت
nounThe aeroplane landed safely.
هواپیما به سلامت فرود آمد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " safeness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "safeness" با ترجمه به فارسی
-
نجات دادن
-
(در مورد سلاح های اتمی یا نیروگاه های اتمی و غیره) خراب آسود · خراب ایمن · محافظدار
-
فهرست فرستندگان ایمن
-
بااطمینان · بدون ترس از اشتباه · بدون خطر · بسلامت · بطورایمن · حتما
-
(خانه یا آپارتمانی که سازمان جاسوسی به عنوان پناهگاه ماموران خود استفاده می کند) ایمنگاه · ایمن خانه · خانه امن · خانه ی امن
-
(خودمانی) کاپوت · ابریشمی · احتیاطآمیز · از خطر جسته · امان · امن · امن و امان · ایمن · بی خطر · بی مخاطره · رهیده · سالم · صحیح و سالم · صندوق · فارغ از خطر · قابل اطمینان · قابل اعتماد · لاستیک · محافظ · محتاط · محتاطانه · مصون · مطمئن · ناقادر به ایجاد دردسر یا خطر · پناه (دهنده) · کاندوم · کاپوت · گاو صندوق · گاوصندوق · یخدان · یخچال ویژه 0
-
صحیح و سالم
-
گاو صندوق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن