ترجمه "sands" به فارسی

ساحل, ناحیه ساحلی, کرانه بهترین ترجمه های "sands" به فارسی هستند.

sands verb noun دستور زبان

Plural form of sand. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساحل

    noun

    I remembered riding a donkey along the sands.

    و مرا هم سوار یکی از آنها کردند و مقداری در طول ساحل سواری کردم.

  • ناحیه ساحلی

    noun
  • کرانه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sands " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sands
+ اضافه کردن

"Sands" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sands در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "sands" با ترجمه به فارسی

  • (فلزکاری) در ماسه ریخته گری کردن · ماسه ریزی کردن
  • شنمگسها · فلبوتومینائه
  • چکاوک هندی
  • خال خال · ریگ دار · ریگ پوش · شن زار · شن پوش · شکرپوش · ماسه دار
  • پویانمایی ماسهای
  • زرین ماسه
  • شنماهیان
  • (جانورشناسی) شن ماهی (تیره ی Ammodytidae) · نیزه ماسه
اضافه کردن

ترجمه های "sands" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه