ترجمه "sandwich" به فارسی
ساندویچ, ساندويچ, لقمه بهترین ترجمه های "sandwich" به فارسی هستند.
A snack formed of various ingredients between two slices of bread [..]
-
ساندویچ
nounsnack consisting of two slices of bread [..]
He had brought scones as well, and some sandwiches, and an angel cake.
به خلاف دستور من، در سینی همه نوع ساندویچ، کیک و شیرینی وجود داشت.
-
ساندويچ
That sandwich was the only good thing in my Iife!
اون ساندويچ تنها چيز خوبي بود كه داشت تو زندگيم اتفاق مي افتاد!
-
لقمه
-
ترجمه های کمتر
- بزماور
- فشردن
- (با اشکال) جا دادن
- (بین دو شخص یا دو چیز) قرار دادن
- گیر افتادن یا انداختن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sandwich " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
a town in Kent, south-east England, one of the historic Cinque Ports [..]
"Sandwich" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sandwich در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "sandwich"
عباراتی شبیه به "sandwich" با ترجمه به فارسی
-
ساندویچ باز
-
ساندویچ مرغ
-
ساندویچ پنیر
-
ساندویچ فروش · کسی که دو تابلو اعلانات یکی بر جلو و دیگری بر عقب خود حمل می کند (به این دو تابلو می گویند: boardssandwich)
-
(قدیمی) رجوع شود به Hawaii
-
ترکیب ساندویچی
-
تابع · تحت · زیر · زیر دریایی · هواپیمای بمب افکن
-
ساندویچپنل