ترجمه "savour" به فارسی
مزه, طعم, رغبت بهترین ترجمه های "savour" به فارسی هستند.
savour
verb
noun
دستور زبان
the specific taste or smell of something. [..]
-
مزه
noun" Savour these beauteous moments, when everything changes "
" مزه اين لحظه ها زيباست وقتي همه چيز تغيير ميکنه,
-
طعم
nounas I take my first delicious sip of Pimm's, closing my eyes to savour it.
من چشمانم را بستم تا طعم خوشمزهی پیم را بیشتر حس کنم
-
رغبت
noun
-
ترجمه های کمتر
- دوست داشتن
- رایحه تند
- مزه تند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " savour " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن