ترجمه "savoring" به فارسی

مزه مزه ترجمه "savoring" به فارسی است.

savoring noun verb دستور زبان

Present participle of savor. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مزه مزه

    noun

    They Cheers ed each other and savored the whisky.

    آنها بیک دیگر به سلامتی گفتند و ویسکی را مزه مزه کردند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " savoring " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "savoring" با ترجمه به فارسی

  • بد بو بد طعم،نَتَن
  • خوش مزه · لذیذ
  • خوش طعم · مزه دار
  • (قدیمی) شهرت · بو · بو (به ویژه بوی خوراک) · بو داشتن · بو(ی چیز بخصوصی را) دادن · جذبه · حالت · حاکی بودن · خاصیت · خصلت · خوش آمدن (از چیزی) (انگلیس : savour) · دارای اثرات چیزی بودن · دارای مزه ی خاص کردن 0 · دلالت کردن بر · دوست داشتن · رایحه تند · رغبت · رنگ و بو · رنگ وبوی چیزی را داشتن · طعم · طعم دادن · طعم داشتن · لذت بردن · مزه · مزه (ی چیز بخصوص را) داشتن · مزه تند · ویژگی · گویا بودن · گیرایی
  • (قدیمی) شهرت · بو · بو (به ویژه بوی خوراک) · بو داشتن · بو(ی چیز بخصوصی را) دادن · جذبه · حالت · حاکی بودن · خاصیت · خصلت · خوش آمدن (از چیزی) (انگلیس : savour) · دارای اثرات چیزی بودن · دارای مزه ی خاص کردن 0 · دلالت کردن بر · دوست داشتن · رایحه تند · رغبت · رنگ و بو · رنگ وبوی چیزی را داشتن · طعم · طعم دادن · طعم داشتن · لذت بردن · مزه · مزه (ی چیز بخصوص را) داشتن · مزه تند · ویژگی · گویا بودن · گیرایی
اضافه کردن

ترجمه های "savoring" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه