ترجمه "savory" به فارسی

مرزه, شور, خوش طعم بهترین ترجمه های "savory" به فارسی هستند.

savory adjective noun دستور زبان

Tasty, attractive to the palate. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرزه

    herb of genus Satureja [..]

  • شور

    adjective noun
  • خوش طعم

    adjective

    and more savory than others

    و از بقیه خوش طعم تره

  • ترجمه های کمتر

    • خوشمزه
    • خوشبو
    • گیرا
    • خوشایند
    • تند
    • (انگلیس و کانادا) خوراک تند و (گاهی) شور
    • (گیاه شناسی) مرزه (Satureja به ویژه summer savory یا S. hortensis و winter savory یا S. montana)
    • باب دندان
    • دندان مز (savoury هم می نویسند)
    • غیر شیرین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " savory " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Savory
+ اضافه کردن

"Savory" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Savory در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "savory"

اضافه کردن

ترجمه های "savory" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه