ترجمه "scamp" به فارسی
بدجنس, بوزینه, فرومایه بهترین ترجمه های "scamp" به فارسی هستند.
scamp
verb
noun
دستور زبان
A rascal, swindler, or rogue; a ne'er-do-well. [..]
-
بدجنس
He who gave to all so readily thought this demand exorbitant and almost odious. Ah! it's you, you scamp? said he;
مادلن که به هرکس هرچه میخواست بیمضایقه میداد این تقاضا را خارج از اندازه و تقریبا زشت یافت و گفت: آه بدجنس؟
-
بوزینه
noun -
فرومایه
-
ترجمه های کمتر
- خبیث
- میمون
- وصله
- آدم پست فطرت
- با بی دقتی ساختن یا انجام دادن
- بد اجرا کردن
- بد ذات
- ور رفتن
- پرسه زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " scamp " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Scamp
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Scamp" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Scamp در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن