ترجمه "scandalization" به فارسی

فضاحت, ایجاد افتضاح بهترین ترجمه های "scandalization" به فارسی هستند.

scandalization noun دستور زبان

The process of scandalizing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فضاحت

    where the reputation of politics, with the expenses scandal, has sunk so low.

    جایی که اعتبار سیاسی با فضاحت هزینه ها یش به شدت کاهش پیدا کرده.

  • ایجاد افتضاح

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " scandalization " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "scandalization" با ترجمه به فارسی

  • رسوایی سیاسی
  • افتراآمیز · تهمت آمیز · رسوا کننده · شایعه پرداز (انه) · شرم آور · ننگ آمیز · ننگ آور · ننگین
  • (از ننگ دیگران) مشمئز شدن · (نادر) بی آبرو کردن · بیزار شدن · ترساندن · مفتضح کردن · وحشت زده شدن
  • (فرانسه) · موفقیت یا شهرت ناشی از رسوایی یا ویژگی های بد · هر ویژگی که موجب چنین شهرتی بشود
  • (خودمانی - روزنامه یا مجله) پر از شایعه و افترا · ننگ نامه
  • بطورافتضاح اور
  • (در اصل) عمل ناشایسته ی آدم مذهبی (که سر مشق بدی برای دیگران شود) · (محلی) تهمت زدن · (مهجور) بی آبرو کردن · آبروریزی · آبروریزی کردن · اسکاندال · اسکندال · افترا · افتضاح · بدنام کردن · بدنامی · بدگویی · تهمت · خفت · رسوایی · شایعه پراکنی · غیبت · ننگ · ننگ به بارآوردن
  • (در اصل) عمل ناشایسته ی آدم مذهبی (که سر مشق بدی برای دیگران شود) · (محلی) تهمت زدن · (مهجور) بی آبرو کردن · آبروریزی · آبروریزی کردن · اسکاندال · اسکندال · افترا · افتضاح · بدنام کردن · بدنامی · بدگویی · تهمت · خفت · رسوایی · شایعه پراکنی · غیبت · ننگ · ننگ به بارآوردن
اضافه کردن

ترجمه های "scandalization" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه