ترجمه "scandalous" به فارسی
افتراآمیز, ننگین, تهمت آمیز بهترین ترجمه های "scandalous" به فارسی هستند.
scandalous
adjective
دستور زبان
wrong, immoral, causing a scandal [..]
-
افتراآمیز
-
ننگین
When the scandal about her husband was disclosed they remarked of her Ah, poor woman!
هنگامی که راز ننگین شوهرش فاش شد، دربارهی او چنین میگفتند: آه، طفلک!
-
تهمت آمیز
-
ترجمه های کمتر
- رسوا کننده
- شایعه پرداز (انه)
- شرم آور
- ننگ آمیز
- ننگ آور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " scandalous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Scandalous
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Scandalous" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Scandalous در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "scandalous" با ترجمه به فارسی
-
رسوایی سیاسی
-
(از ننگ دیگران) مشمئز شدن · (نادر) بی آبرو کردن · بیزار شدن · ترساندن · مفتضح کردن · وحشت زده شدن
-
(فرانسه) · موفقیت یا شهرت ناشی از رسوایی یا ویژگی های بد · هر ویژگی که موجب چنین شهرتی بشود
-
(خودمانی - روزنامه یا مجله) پر از شایعه و افترا · ننگ نامه
-
بطورافتضاح اور
-
ایجاد افتضاح · فضاحت
-
(در اصل) عمل ناشایسته ی آدم مذهبی (که سر مشق بدی برای دیگران شود) · (محلی) تهمت زدن · (مهجور) بی آبرو کردن · آبروریزی · آبروریزی کردن · اسکاندال · اسکندال · افترا · افتضاح · بدنام کردن · بدنامی · بدگویی · تهمت · خفت · رسوایی · شایعه پراکنی · غیبت · ننگ · ننگ به بارآوردن
-
(در اصل) عمل ناشایسته ی آدم مذهبی (که سر مشق بدی برای دیگران شود) · (محلی) تهمت زدن · (مهجور) بی آبرو کردن · آبروریزی · آبروریزی کردن · اسکاندال · اسکندال · افترا · افتضاح · بدنام کردن · بدنامی · بدگویی · تهمت · خفت · رسوایی · شایعه پراکنی · غیبت · ننگ · ننگ به بارآوردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن