ترجمه "scandal" به فارسی
رسوایی, اسکاندال, افتضاح بهترین ترجمه های "scandal" به فارسی هستند.
An incident or event that disgraces or damages the reputation of the persons or organization involved. [..]
-
رسوایی
incident that brings disgrace
I'm in the market for a husband and want to remain as far removed from scandal as possible.
منتظر خردید یه شوهرم و میخوام تا اونجایی که میتونید از این رسوایی خودتون رو بیرون بکشید.
-
اسکاندال
incident that brings disgrace
-
افتضاح
nounIt might lead not only to some unpleasantness, but even to a scandal.
بط ریق اولی از یک برخورد ناخوش آیند و حتی افتضاح انگیز با آنان پرهیز کند.
-
ترجمه های کمتر
- ننگ
- آبروریزی
- بدنامی
- غیبت
- تهمت
- بدگویی
- اسکندال
- افترا
- خفت
- (در اصل) عمل ناشایسته ی آدم مذهبی (که سر مشق بدی برای دیگران شود)
- (محلی) تهمت زدن
- (مهجور) بی آبرو کردن
- آبروریزی کردن
- بدنام کردن
- شایعه پراکنی
- ننگ به بارآوردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " scandal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Scandal (1989 film)
"Scandal" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Scandal در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "scandal" با ترجمه به فارسی
-
رسوایی سیاسی
-
افتراآمیز · تهمت آمیز · رسوا کننده · شایعه پرداز (انه) · شرم آور · ننگ آمیز · ننگ آور · ننگین
-
(از ننگ دیگران) مشمئز شدن · (نادر) بی آبرو کردن · بیزار شدن · ترساندن · مفتضح کردن · وحشت زده شدن
-
(فرانسه) · موفقیت یا شهرت ناشی از رسوایی یا ویژگی های بد · هر ویژگی که موجب چنین شهرتی بشود
-
(خودمانی - روزنامه یا مجله) پر از شایعه و افترا · ننگ نامه
-
بطورافتضاح اور
-
ایجاد افتضاح · فضاحت
-
افتراآمیز · تهمت آمیز · رسوا کننده · شایعه پرداز (انه) · شرم آور · ننگ آمیز · ننگ آور · ننگین