ترجمه "scoffing" به فارسی

تمسخر, ریشخند, طنز بهترین ترجمه های "scoffing" به فارسی هستند.

scoffing noun verb دستور زبان

Present participle of scoff. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تمسخر

    noun

    We must guard against boasting, haughtiness, scoffing, and defrauding.

    ما باید از خودستایی، تکبّر و تمسخر اجتناب کنیم.

  • ریشخند

    noun
  • طنز

    noun
  • مسخره

    noun

    He had always been irreligious, scoffing good naturedly at the sky pilots and their immortality of the soul.

    همیشه بیدین بود و خلبانان آسمانی و فناناپذیری روح را با خوش خلقی مسخره میکرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " scoffing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "scoffing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه