ترجمه "scold" به فارسی
پرخاش, عیبجو, بددهنی بهترین ترجمه های "scold" به فارسی هستند.
scold
verb
noun
دستور زبان
To rebuke. [..]
-
پرخاش
then they scolded her and she talked of throwing herself into the canal.
ناچار با او پرخاش مینمودند، و او هم میگفت که میرود و خود را در آب ترعه میاندازد.
-
عیبجو
noun -
بددهنی
-
ترجمه های کمتر
- فاحشه
- عتاب کردن، ملامت کردن
- نکوهیدن
- غرغرو
- (با بدخلقی یا خشم) سرزنش کردن
- (به ویژه زن) نق نقو
- بددهانی کردن
- تازیانه زدن
- خطابه گفتن
- زخم زبان زدن
- سرزنش کردن
- شکست دادن
- عتاب و خطاب کردن
- عیب جویی کردن
- غر زدن
- فحاشی کردن
- ناسزا گفتن
- ناسزاگویی کردن
- نق نقو
- پرخاش کردن
- پرچانگی کردن
- گله کردن از
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " scold " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "scold" با ترجمه به فارسی
-
عیبجو · فاحشه · نق نقو
-
اوقات تلخی · بد حرفی · سرزنش سخت
-
اوقات تلخی · بد حرفی · سرزنش سخت
-
اوقات تلخی · بد حرفی · سرزنش سخت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن