ترجمه "scrubbing" به فارسی

مالش, پشم شویی بهترین ترجمه های "scrubbing" به فارسی هستند.

scrubbing noun verb دستور زبان

Present participle of scrub. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مالش

    noun

    They did it on a scrub board.

    و اونها این کار رو روی تخته مالش انجام می داند.

  • پشم شویی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " scrubbing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "scrubbing" با ترجمه به فارسی

  • (با برس مالیدن و ساییدن) شستن · (به ویژه موشک و ناو فضایی) لغو دستور پرواز یا پرتاب · (جانور) کم رشد · (جمع) تیم متشکل از بازیکنان وازده · (محکم) مالیدن · (مستخدم) زمین شور · (ورزش) بازیکنی که عضو رسمی تیم نیست · آب ساب کردن · از میان برداشتن · باطل کردن · بتهزار سختبرگ · بتهزار كاكتوس · بتهزارهاي نيمهبياباني · بد · بدتبار · بوتهزار · بيشه درختچه هميشهسبز · خار و خاشاک انبوه · خاردشت · درخت کم رشد · ریغماسی · زمین ساب · زمین پوشیده از خار و خاشاک · سایش · ساییدن · شستشو (همراه با سایش) · صرفنظر کردن · غیر اصیل · فسخ کردن · فسقلی · لاغر و استخوانی · مالش · مالیدن · منحرف کردن · نیمه خشکیده · پرتاب (موشک) را لغو کردن · پست · پست نژاد · پشم شویی · ژاژستان · گاز شویی کردن · گازپالایی کردن · گروه دست دوم
  • کاج ویرجینیایی
  • بتهزار سختبرگ · بتهزار كاكتوس · بتهزارهاي نيمهبياباني · بوتهزار · بيشه درختچه هميشهسبز · ژاژستان
  • جیجاق خاشاک فلوریدا
  • سسک جنبان
  • (پزشکی) تیفوس جوش زا (بیماری ناشی از گزش حشره هایی به نام Tromb iculaamkamushi و Rickett siatsutsugamushi شایع درخاور دور) · تیفوس اسکراب
  • بتهزار سختبرگ · بتهزار كاكتوس · بتهزارهاي نيمهبياباني · بوتهزار · بيشه درختچه هميشهسبز · ژاژستان
  • گان جراحی و لباس اتاق عمل
اضافه کردن

ترجمه های "scrubbing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه