ترجمه "seem" به فارسی
نمودن, گویی, شاید بهترین ترجمه های "seem" به فارسی هستند.
seem
verb
دستور زبان
(copulative) To appear; to look outwardly; to be perceived as. [..]
-
نمودن
verb -
گویی
At length she seemed to force herself to speak.
سرانجام گویی خود را ناگزیر ساخت چیزی بگوید.
-
شاید
verb adverbYou might not give Emma such a complete education as your powers would seem to promise
شاید آن طور که از دستتان برمیآمد برای تربیت درست و حسابی اِما مایه گذاشتید.
-
ترجمه های کمتر
- نودن، نمایاندن، دیده شدن
- احتمالا
- (معمولا پیش از مصدر) ظاهرا
- به نظر آمدن
- به نظر رسیدن
- مثل اینکه
- چنین می نماید
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " seem " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "seem" با ترجمه به فارسی
-
از قرار معلوم، گویا، اینجور که دیده می شود، اینجور که پیداست.
-
ظاهر · ظاهری · قیافه · نمودی · نمودین · وانمودی · وجنات
-
مایا به دلیل داشتن مجموعه ابزار های فراوان خود قابلیت یادگیری ساده تری دارد در حالیکه وقتی برای اولین بار در بلندر به دنبال یادگیری مطلبی باشید ممکن است کمی سردرگم شوید
-
ظاهرأ، از قرار معلوم، گویا، گوییا
-
ظاهر · ظاهری · قیافه · نمودی · نمودین · وانمودی · وجنات
-
ظاهر · ظاهری · قیافه · نمودی · نمودین · وانمودی · وجنات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن