ترجمه "seep" به فارسی

تراوش, نشت, تراویدن بهترین ترجمه های "seep" به فارسی هستند.

seep verb noun دستور زبان

a small spring, pool, or other place where liquid from the ground (e.g. water, petroleum or tar) has oozed to the surface [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تراوش

    It will seep, and then it's going to draw.

    يه کمي تراوش مي کنه و بعد خودش خشک مي شه.

  • نشت

    noun

    This close, I can see that his red skin is broken by tiny cracks, seeping with drops of blood.

    از این فاصله نزدیک میبینم که پوست سرخش بریدگیهای ریزی دارد و از آنها قطرههای خون به بیرون نشت میکند.

  • تراویدن

  • ترجمه های کمتر

    • زهش
    • زهیدن
    • بیرون دادن
    • تراوش کردن
    • محل تراوش
    • نشت کردن
    • نشت گاه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " seep " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Seep
+ اضافه کردن

"Seep" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Seep در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

SEEP
+ اضافه کردن

"SEEP" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای SEEP در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "seep" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه