ترجمه "seer" به فارسی
پیشگو, پیامبر, بیننده بهترین ترجمه های "seer" به فارسی هستند.
seer
noun
دستور زبان
Agent noun of see; one who sees something; an eyewitness. [..]
-
پیشگو
someone who foretells the future
If you don't believe me, you could ask the seer.
اگه حررف منو باور نداری میتونی از پیشگو بپرسی
-
پیامبر
nounThe Warig are gathering under a seer who advocates war.
واریگ ها دارن زیر دست یه کسی که پیامبر نامیده شده که حامی جنگ هستش ، گرد آوری میشن
-
بیننده
-
ترجمه های کمتر
- رسول
- بینا
- ناظر
- خیالی
- (یکان وزن در هند و ایران و چند کشور مجاور - در هند برابر است با 60/2 پوند یا 339/0 کیلوگرم) سیر
- شاهماهی ماکرل
- غیب بین
- غیب گو
- ماهي سرو
- ماهي ماكرل اسپانيايي
- ماهي ماكرل شاهي
- ماهي ماكرل كرهاي
- ماهي ماكرل گلهاي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " seer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
SEER
noun
Seasonal energy efficiency ratio
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"SEER" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای SEER در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن