ترجمه "seesaw" به فارسی

الاکلنگ, نوسان, الا کلنگ بهترین ترجمه های "seesaw" به فارسی هستند.

seesaw adjective verb noun دستور زبان

A structure composed of a plank, balanced in the middle, used as a game in which one person goes up as the other goes down; a teeter-totter [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • الاکلنگ

    long, narrow board pivoted in the middle [..]

    Nick made a seesawing gesture with his hand in midair.

    نیک دستهایش را مثل یک الاکلنگ به حرکت در آورد.

  • نوسان

    In fact, things may get worse as the world becomes more unstable and economies seesaw or even falter.

    در واقع، با بیثبات شدن اوضاع جهانی، و نوسان و تزلزل اقتصادی اوضاع کاری بدتر هم میشود.

  • الا کلنگ

  • ترجمه های کمتر

    • الا کلنگ بازی کردن
    • بالا و پایین روی
    • نوسان کردن
    • پس و پیش روی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " seesaw " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "seesaw"

اضافه کردن

ترجمه های "seesaw" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه